بقيعة
🌐 بقیع
این واژه در عربی ممکن است به معنای «زمینِ گسترده و هموار»، «دشت»، یا در برخی کاربردها «جای پهناور» باشد. در بعضی متون نیز به صورت نام مکان یا واژهای خاص میآید و معنی دقیقش به بافت بستگی دارد.
جمله سازی با بقيعة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بنى الرعاةُ خيمةً قربَ بقيعةٍ واسعةٍ تستخدمُها الإبلُ للرعيِ في الصباحِ.
چوپانان در نزدیکی فضای باز و وسیعی که شترها صبحها برای چرا از آن استفاده میکنند، چادری بنا کردند.
💡 توقّفَ المسافرونَ عندَ بقيعةٍ صغيرةٍ فيها ماءٌ وظلٌّ بعدَ رحلةٍ طويلةٍ.
پس از سفری طولانی، مسافران در نقطهای کوچک و سایهدار که آب داشت، توقف کردند.
💡 مررنا ببقيعةٍ قربَ الوادي، وكانت الأرضُ فيها مستويةً وهادئةً جدًا.
ما از یک منطقه مسطح نزدیک دره عبور کردیم و زمین آنجا بسیار هموار و آرام بود.