الاصقاع
🌐 مناطق
جمعِ صقع است و به معنی «ناحیهها، سرزمینها، بخشهای جغرافیایی» میآید.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دورترین گوشهها
📌 هایپربورین
📌 پرت کردن
جمله سازی با الاصقاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصلت المساعدات إلى الاصقاع البعيدة بعد أيام من السفر في الطرق الوعرة.
کمکها پس از روزها سفر در جادههای ناهموار به مناطق دورافتاده رسید.
💡 كان التجار القدامى يقطعون الاصقاع حاملين السلع من مدينة إلى أخرى.
در گذشته، بازرگانان مسافتهای طولانی را طی میکردند و کالاها را از شهری به شهر دیگر حمل میکردند.
💡 انتشرت هذه الفكرة في الاصقاع المختلفة بسرعة بفضل وسائل التواصل الحديثة.
این ایده به لطف وسایل ارتباطی مدرن به سرعت در مناطق مختلف گسترش یافت.