بطي
🌐 آهسته
«بطي» به احتمال زیاد صورتِ نوشتاریِ «بَطیء» یا «بَطيّ» است و بهمعنای «کند»، «آهسته» یا «دیر» میآید. در عربی، این ریشه برای توصیف سرعت کم در حرکت، کار یا رخداد بهکار میرود. اگر بهصورت صفت بیاید، معنایش «آهستهرو» یا «کندکار» است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آهسته
📌 تا کردن
📌 بوتی
جمله سازی با بطي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 التقدّم بطي وقريبًا يتوقف تمامًا.
پیشرفت کند است و به زودی کاملاً متوقف خواهد شد.
💡 قم بطي الورقة مرة أخرى بحيث لا ترى إلا الجزء الأمامي.
دوباره کاغذ را تا بزنید تا فقط قسمت جلویی آن دیده شود.
💡 عندما توقف القطار، قام بسرعة بطي الطاولة القابلة للطي ليتمكن من الوقوف.
وقتی قطار ایستاد، او سریع میز تاشو را جمع کرد تا بتواند بایستد.
💡 قم بطي الشغل في الخط الأوسط (الأفقي).
قطعه کار را در امتداد خط وسط (افقی) تا کنید.
💡 تحدث المعلم ببطء حتى يفهم بطي كل طالب الدرس جيدًا.
معلم به آرامی صحبت میکرد تا هر دانشآموز درس را به خوبی بفهمد.