بطء
🌐 آهسته
اسم (noun)
📌 کندی
📌 کند شدن
📌 تأخیر
📌 کاهش سرعت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 به آرامی
جمله سازی با بطء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجرد نظرة ال تعجبه أو بطء في االستجابة لألمر
نگاهی که او را ناراحت کند یا واکنشی کند به موضوع
💡 سبب بطء الإنترنت انزعاجًا للمستخدمين أثناء تحميل الملفات الكبيرة.
اینترنت کند باعث ایجاد مشکل برای کاربران هنگام دانلود فایلهای حجیم میشد.
💡 شرح الطبيب أن انخفاض الدوبامين قد يسبب بطء الحركة وضعف التركيز لدى بعض المرضى.
پزشک توضیح داد که سطح پایین دوپامین میتواند باعث کندی حرکت و تمرکز ضعیف در برخی از بیماران شود.
💡 يعيق بطء الإجراءات الإدارية إنجاز المعاملات في الوقت المحدد.
کندی مراحل اداری مانع از تکمیل به موقع معاملات میشود.
💡 اشتكى المستخدم من عذاب إلكتروني بسبب بطء الجهاز وتكرار الأعطال.
کاربر از عذاب الکترونیکی ناشی از کندی دستگاه و خرابیهای مکرر آن شکایت داشت.
💡 لاحظ الطبيب بطء تعافي المريض بعد العملية الجراحية.
پزشک متوجه روند کند بهبودی بیمار پس از جراحی شد.