بضغط

🌐 مطبوعات

«بضغط» نیز به‌صورت مستقل ساختی معمول و شایع نیست، اما از ریشهٔ «ضغط» به معنای «فشار دادن» می‌آید. اگر در متن دیده شود، معمولاً مفهومِ «با فشار»، «به‌وسیلهٔ فشار»، یا «فشرده» را می‌رساند. ریشهٔ آن در زبان امروز عربی در واژه‌هایی مثل «ضغط» و «ضغطة» بسیار رایج است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فشار

📌 فشرده سازی

📌 مطبوعات

📌 با فشار دادن

📌 استرس

جمله سازی با بضغط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدأ الماء يخرج بضغط قويٍّ من الأنبوب بعد إصلاح العطل.

پس از تعمیر عیب، آب با فشار زیاد از لوله شروع به خروج کرد.

💡 عندما أركض بسرعة، أستطيع أن أشعر بضغط في عروقي.

وقتی سریع می‌دوم، می‌توانم فشار را در رگ‌هایم حس کنم.

💡 فتح الموظف الملف بضغط زرٍّ واحدٍ على لوحة المفاتيح.

کارمند با فشار دادن یک دکمه روی صفحه کلید، فایل را باز کرد.

💡 يشعر المواطنون بضغط كبير عندما يسبب انخفاض قيمة العملة تراجعًا في القدرة الشرائية.

شهروندان وقتی کاهش ارزش پول ملی باعث کاهش قدرت خرید می‌شود، فشار زیادی را احساس می‌کنند.

💡 تغيّر لون القطعة المعدنية بضغط الآلة عليها عدة مراتٍ متتالية.

رنگ قطعه فلزی با چندین بار فشار متوالی دستگاه تغییر کرد.

💡 حين تشعر بضغط العمل، تستكِينُ النفسُ قليلًا عندما تمشي في الهواء الطلق.

وقتی در محل کار احساس استرس می‌کنید، وقتی در هوای تازه قدم می‌زنید، روحتان کمی آرامش پیدا می‌کند.

کلمات مرتبط