بضة
🌐 تخم مرغ
این واژه در این شکل نیز چندان رایج و روشن نیست و احتمالاً صورت نادرست یا کوتاهشدهٔ واژهای دیگر است. بدون قرینهٔ جمله، تعیین معنای دقیق آن دشوار است و ممکن است در اصل به واژهای نزدیک به «بضّة» یا ترکیب دیگری مربوط باشد.
جمله سازی با بضة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت بضة الطفل في يده أثناء اللعب مع أصدقائه.
آلت تناسلی نوزاد در حالی که او با دوستانش بازی میکرد، در دست او بود.
💡 وضع الصياد بضة البيض في سلة مغطاة بالقماش.
ماهیگیر تخمها را در سبدی که با پارچه پوشانده شده بود، گذاشت.
💡 وجدتُ بضة صغيرة في الحديقة قرب باب المنزل.
من یک تخم مرغ کوچک در باغچه نزدیک درب خانه پیدا کردم.