إني
🌐 که من
دیکشنری عربی به فارسی
📌 انی
جمله سازی با إني
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد كل هذا العمل، أری إني أستحق بعض الراحة في نهاية الأسبوع.
بعد از این همه کار، فکر میکنم آخر هفته لیاقت کمی استراحت را دارم.
💡 قالَ الصديقُ في إني سأبقى معك حتى تنتهيَ منَ العملِ.
دوستش گفت: «من پیش تو میمانم تا کارت تمام شود.»
💡 قال الطبيب إن كُنت إني أشعر بتحسن، فذلك مؤشر جيد على التعافي.
دکتر گفت اگر حالم بهتر شود، نشانه خوبی از بهبودی است.
💡 والله إني حاولت أن أصل في الوقت المحدد، لكن الزحام أخرني كثيرًا.
قسم میخورم که سعی کردم به موقع برسم، اما ترافیک خیلی معطلم کرد.
💡 بؿ إني أشعر بالحنيف وبالشوؽ لذلؾ العنقود حيف ً أراه في عينيؾ.
اما وقتی آن خوشه را در چشمان تو میبینم، احساس اشتیاق و حسرت میکنم.
💡 عندما فكرتُ جيدًا، أری إني لم أكن مخطئًا في موقفي.
وقتی با دقت به آن فکر کردم، فهمیدم که در موضع خودم اشتباه نکردهام.
💡 أخبرته: كُنت إني متعبًا أمس، لذلك لم أستطع حضور الاجتماع.
به او گفتم: دیروز خسته بودم، بنابراین نتوانستم در جلسه شرکت کنم.
💡 إني أخشى إن رددت عليه أن يؤدي ذلك إلى التشاجر بيننا باأليدي
میترسم اگر به او جواب بدهم، منجر به دعوای فیزیکی بین ما شود.
💡 اعترفتُ في إني بحاجةٍ إلى وقتٍ أطولَ لاتخاذِ القرارِ.
اعتراف کردم که برای تصمیمگیری به زمان بیشتری نیاز دارم.
💡 كتبتُ في المفكرةِ إني سأزورُ المريضَ بعدَ الظهرِ.
در دفتر خاطرات نوشتم که بعدازظهر به ملاقات بیمار خواهم رفت.
💡 ظنّوا أن كُنت إني متأخرًا، لكنني وصلت قبل الموعد بدقائق.
آنها فکر کردند دیر کردهام، اما من چند دقیقه زودتر رسیده بودم.
💡 شكت لي مرة من سنكا: لطيف قالت لي سنكا إني لن أدخل الجنةألن شعري أحمر
او یک بار از سنکا به من شکایت کرد: «سنکا به من گفت که به بهشت نمیروم چون موهایم قرمز است.»