بصحة

🌐 سلامت

«بصحة» یعنی «با سلامتی، به‌صورت صحیح، یا همراه با تندرستی» بسته به بافت جمله. «صحة» در عربی به معنای سلامتی، صحت، درستی و عافیت است و بسیار پرکاربرد است؛ مثلاً در دعاها، تبریک‌ها یا بیان درستیِ یک مطلب.

جمله سازی با بصحة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يحتاج الجسد إلى غذاء متوازن ونوم كافٍ ليبقى بصحة جيدة.

بدن برای سالم ماندن به یک رژیم غذایی متعادل و خواب کافی نیاز دارد.

💡 حتفه لم يكن متوقعًا بعد أن بدا بصحة جيدة.

مرگ او غیرمنتظره بود، در حالی که به نظر می‌رسید حالش خوب است.

💡 خصصت المدرسة يوماً لالاهتمام بصحة الطلاب النفسية.

مدرسه یک روز را برای تمرکز بر سلامت روان دانش‌آموزان اختصاص داده است.

💡 تهتم المدرسة بصحة والنفسية للطلاب إلى جانب التحصيل العلمي.

این مدرسه علاوه بر پیشرفت تحصیلی، به سلامت و رفاه دانش‌آموزان نیز اهمیت می‌دهد.

💡 تحتاج الطفلة نامیة إلى متابعة طبية وغذاء متوازن لكي تبقى بصحة جيدة.

نوزاد برای حفظ سلامت خود به مراقبت‌های پزشکی و رژیم غذایی متعادل نیاز دارد.

💡 حاول الطبيب شرح علاقة النظام الغذائي بصحة القلب بطريقة واضحة.

پزشک سعی کرد رابطه بین رژیم غذایی و سلامت قلب را به روشنی توضیح دهد.

💡 اولت الأم اهتمامًا كبيرًا بصحة طفلها بعد الحمى المفاجئة.

مادر پس از تب ناگهانی فرزندش، توجه زیادی به سلامت او داشت.

💡 تمنى الأصدقاء لصديقهم العودة بصحة أفضل بعد فترة العلاج الطويلة.

دوستان پس از دوره طولانی درمان، برای دوستشان آرزوی بهبودی سریع کردند.

💡 اهتموا بصحة الأطفال من خلال الغذاء المتوازن والنوم الكافي.

با یک رژیم غذایی متعادل و خواب کافی از سلامت کودکان مراقبت کنید.

💡 أكدت التقارير أن الطفل عاد إلى المدرسة بصحة مستقرة ونشاط واضح.

گزارش‌ها تأیید کردند که کودک با سلامت پایدار و انرژی قابل توجه به مدرسه بازگشته است.

💡 حذّر الطبيب من أن السلوك سٰفلين يضرّ بصحة المجتمع قبل أن يضرّ بالفرد.

این پزشک هشدار داد که رفتارهای زننده قبل از اینکه به فرد آسیب برساند، به سلامت جامعه آسیب می‌رساند.

💡 أجاب الطبيب بأن المريض خرج بصحة جيدة بعد العملية الجراحية الناجحة.

پزشک معالج پس از عمل جراحی موفقیت‌آمیز، اعلام کرد که بیمار با حال عمومی خوب مرخص شده است.

کلمات مرتبط