بردا
🌐 سرد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سرد
📌 انجماد
📌 لرز
📌 باردا
جمله سازی با بردا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في الجبل، أصبح الهواء بردا جدًا رغم أن النهار كان مشمسًا.
در کوهستان، با وجود اینکه هوا آفتابی بود، هوا خیلی سرد شد.
💡 وكأنها بردا ً وسالما ً في أوج الطمأ نينة والراحة األبدية والحرية والخروج على الجسد البالي المتحرق للفناء
گویی خنکی و آرامش بود، در اوج آرامش، استراحت ابدی، آزادی و رهایی از تن فرسودهای که برای نیستی میسوخت.
💡 طلبتُ من السائق إغلاق النافذة لأن الجو صار بردا ومزعجًا.
از راننده خواستم پنجره را ببندد چون هوا سرد و نامطبوع شده بود.
💡 وقد كانت كلامته بردا وسالما نزلت عىل نريان صدرها املشتعلة
سخنان او همچون تسکینی خنک و آرامبخش بود که بر آتش سوزان قلبش فرود آمد.
💡 شعرتُ بـ بردا خفيفٍ حين خرجتُ من البيت قبل شروق الشمس.
وقتی قبل از طلوع آفتاب بیرون رفتم، کمی احساس سرما کردم.