بدوية
🌐 بادیه نشین
اسم (noun)
📌 بادیه نشین
📌 کوچ نشین
دیکشنری عربی به فارسی
📌 عشایری
جمله سازی با بدوية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانت دهب قرية بدوية لصيد السمك لذا يمكن للضيوف الاستفادة من مناطق الشواء لتمتع بالأسماك المحلية المشوية.
دهب یک روستای ماهیگیری بادیهنشین بود، بنابراین مهمانان میتوانند از قسمتهای باربیکیو برای لذت بردن از ماهیهای محلی کبابی استفاده کنند.
💡 كانت المرأة بدوية تحكي لأطفالها قصص الصحراء عند غروب الشمس.
زن بادیهنشین هنگام غروب آفتاب برای فرزندانش داستانهای صحرا تعریف میکرد.
💡 لقد أيقظني البقاء مع عائلة بدوية حقيقية.
ماندن با یک خانوادهی بادیهنشین واقعی مرا بیدار کرده است.
💡 اشترت العائلة خيمة بدوية تقليدية لاستخدامها في الرحلات البرية.
این خانواده یک چادر سنتی بادیهنشینی خریدند تا در سفرهای کمپینگ خود از آن استفاده کنند.
💡 درست الباحثة حياة بدوية قديمة في المنطقة من خلال الروايات الشفوية.
این محقق از طریق روایتهای شفاهی، زندگی بادیهنشینان باستانی در این منطقه را مورد مطالعه قرار داده است.
💡 أن تكون بدوية رقمية يعني موازنة الالتزامات الوظيفية مع مغامرات السفر.
کوچنشین دیجیتال بودن به معنای ایجاد تعادل بین تعهدات شغلی و ماجراجوییهای سفر است.