بدوي
🌐 بادیه نشین
اسم (noun)
📌 بدوی
📌 بادیه نشین
📌 کوچ نشین
📌 ضربه
صفت (adjective)
📌 عشایری
جمله سازی با بدوي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فوجئوا بصبي بدوي كان عائدا على جمله من الصحراء وقد وجد عظاما بيضاء صغيرة في مكان جاف.
آنها از دیدن پسر بادیهای که سوار بر شتر از صحرا برمیگشت و استخوانهای سفید کوچکی را در مکانی خشک پیدا کرده بود، شگفتزده شدند.
💡 بدوي يرفض التخمي عف فرسو ويصر عمى استضافتي تحت خيمتو ويرفض النظر إلي دوف خمار واذا بي أتنكر لكؿ الحركات النسائية وأبايعو.
یک بادیه نشین از سوار شدن من بر اسبش امتناع می ورزد و اصرار دارد که مرا زیر چادر خود میزبانی کند. او از نگاه کردن به من بدون حجاب خودداری می کند، و سپس من از تمام حرکات زنان تبری می جویم و با او بیعت می کنم.
💡 سمعا رصاخ الحرس وهم يصفرون بصافرة اإلنذار التي اختلط صوتها بدوي الريح.
آنها صدای فریاد نگهبانان را همزمان با به صدا درآوردن سوت خطر شنیدند، صدایی که با غرش باد در هم آمیخته بود.
💡 رأينا في السوق لباساً بدوي اً جميلاً جذب انتباه السياح.
ما در بازار یک لباس بادیهنشینی زیبا دیدیم که توجه گردشگران را به خود جلب کرد.
💡 يعيش الرجل بدوي الأصل في قرية صغيرة ويعتز بعاداته القديمة.
این مرد که اصالتاً بادیهنشین است، در یک روستای کوچک زندگی میکند و به آداب و رسوم قدیمی خود پایبند است.
💡 اشتهر هذا الشاعر بأسلوب بدوي صادق يعبر عن حياة الصحراء.
این شاعر به خاطر سبک صادقانه بادیهنشینی خود که بیانگر زندگی بیابانی است، مشهور شد.