بدء العمل
🌐 شروع کار
اسم (noun)
📌 مقدمه
📌 شروع کار
📌 آغاز به کار
فعل (verb)
📌 برای شروع کار
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 راه اندازی
جمله سازی با بدء العمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تأكد المهندس من سلامة سقالات الموقع قبل بدء العمل في الطابق العلوي.
مهندس قبل از شروع کار در طبقه بالا، ایمنی داربست محل را بررسی کرد.
💡 تلقّى الموظفون أوامر واضحة من المدير قبل بدء العمل في المشروع الجديد.
کارمندان قبل از شروع کار روی پروژه جدید، دستورات واضحی از مدیر دریافت کردند.
💡 شرعن العمال خطوات السلامة قبل بدء العمل في المصنع.
کارگران قبل از شروع کار در کارخانه، اقدامات ایمنی را رعایت کردند.
💡 سندع الموظفين الجدد إلى دورة تدريبية قبل بدء العمل الرسمي.
ما کارمندان جدید را قبل از شروع رسمی کار، به یک دوره آموزشی خواهیم فرستاد.
💡 سيبدأُ بدء العمل في المصنعِ الجديدِ مع مطلعِ الشهرِ القادمِ.
کار در کارخانه جدید از ابتدای ماه آینده آغاز خواهد شد.
💡 عربتم المعداتَ بسرعة، وهذا سهّل بدء العمل في الوقت المحدد.
شما به سرعت تجهیزات را مونتاژ کردید، که شروع به کار به موقع را آسانتر کرد.
💡 بعدَ توقيعِ العقدِ، حُدِّدَ بدء العمل رسميًا يومَ الأحدِ.
پس از امضای قرارداد، تاریخ رسمی شروع کار، یکشنبه تعیین شد.
💡 تمَّ تأجيلُ بدء العمل في الورشةِ حتى تصلَ الموادُّ المطلوبةُ.
شروع کار در کارگاه به زمان رسیدن مصالح مورد نیاز موکول شده است.
💡 قدّم المهندس دلیل الصيانة قبل بدء العمل في المصنع.
مهندس قبل از شروع کار در کارخانه، دفترچه راهنمای تعمیر و نگهداری را ارائه داد.
💡 ترتب الأدوات على الطاولة قبل بدء العمل العملي.
قبل از شروع کار عملی، ابزارها را روی میز بچینید.
💡 حتد الفريق أولوياته قبل بدء العمل الجديد.
تیم قبل از شروع کار جدید، اولویتهای خود را تعریف کرد.