بجواب

🌐 پاسخ

«بجواب» یعنی «در پاسخ»، «با جواب»، «پاسخاً» یا «در جوابِ». این ترکیب برای نشان دادن پاسخ دادن به سخن، پرسش یا نامه به کار می‌رود. در فارسی هم در متون قدیمی ممکن است به معنای «در جواب او» یا «به‌عنوان پاسخ» بیاید.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پاسخ

📌 با پاسخنامه

جمله سازی با بجواب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ردَّ الموظفُ بجواب واضحٍ على رسالةِ العميلِ خلالَ دقائقَ قليلةٍ.

کارمند ظرف چند دقیقه به پیام مشتری به طور واضح پاسخ داد.

💡 ماذا حدث للمال يمكنني أن أجيب على السؤالين بجواب واحد.

پول‌ها چی شد؟ می‌تونم هر دو سوال رو با یه جواب جواب بدم.

💡 خرجَ القاضي بجواب حاسمٍ بعدَ مراجعةِ الأوراقِ والشهاداتِ.

قاضی پس از بررسی مدارک و شواهد، با قاطعیت حکم خود را صادر کرد.

💡 تلقّى الطالبُ بجواب صريحٍ من أستاذِه حولَ سؤالهِ الصعبِ.

دانشجو در مورد سوال دشوارش، پاسخ روشنی از استادش دریافت کرد.

💡 ولا يبدو من الممكن الإتيان بجواب واحد في جميع الأعمال.

به نظر نمی رسد بتوان در همه آثار به یک پاسخ واحد رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران