بتغيير

🌐 با تغییر دادن

این صورت اسم مصدرِ «تغيير» است و معنی آن «تغییر دادن، دگرگون‌سازی، عوض کردن» است. بسته به جمله، می‌تواند به عمل تغییر اشاره کند، مثل تغییر برنامه، تغییر نظر، یا تغییر وضعیت. در بعضی لهجه‌ها همراه با «بتـ» به شکل فعلیِ محاوره‌ای هم دیده می‌شود، اما اصلِ واژه «تغيير» به معنی تغییر است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تغییر

📌 تغییر دادن

📌 سوئیچ

📌 شیفت

جمله سازی با بتغيير

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كيف أعلم الفريق بتغيير الخطة قبل بدء الاجتماع؟

چگونه می‌توانم قبل از شروع جلسه، تیم را از تغییر برنامه مطلع کنم؟

💡 يشعر الناس أحيانًا بالراحة بتغيير روتينهم اليومي المعتاد.

گاهی اوقات افراد با تغییر روال معمول روزانه خود احساس راحتی می‌کنند.

💡 قامت الممرضة بتغيير الضماد وتسجيل درجة الحرارة في ملف المريض.

پرستار پانسمان را عوض کرد و دمای بدن را در پرونده بیمار ثبت کرد.

💡 تتغير معاني الكلمات العربية أحيانًا بتغيير ترتيب الحروف.

معانی کلمات عربی گاهی با تغییر ترتیب حروف تغییر می‌کنند.

💡 اتفي بصديقك الآن وأخبره بتغيير موعد اللقاء.

همین الان به دوستت زنگ بزن و بگو زمان جلسه را تغییر دهد.

💡 يمكرون في السوق أحيانًا بتغيير الأسعار دون إعلان واضح، فيتضرر المستهلكون.

گاهی اوقات آنها با تغییر قیمت‌ها بدون اعلام شفاف، بازار را دستکاری می‌کنند و به مصرف‌کنندگان آسیب می‌رسانند.

💡 تحسّن الفريق بتغيير بسيط في أسلوب التدريب الأسبوع الماضي.

تیم با کمی تغییر در سبک تمرین هفته گذشته، پیشرفت کرد.

💡 نصح الأطباء بتغيير النظام الغذائي للوقاية من داء البواسير.

پزشکان توصیه می‌کنند برای جلوگیری از بواسیر، رژیم غذایی خود را تغییر دهید.

💡 لم أستطع اقنعها بتغيير رأيها، رغم أن الأسباب كانت واضحة.

با اینکه دلایلش واضح بود، نتوانستم او را متقاعد کنم که نظرش را عوض کند.

💡 نجح المشروع بتغيير طريقة العرض أمام العملاء المحتملين.

این پروژه در تغییر نحوه‌ی ارائه به مشتریان بالقوه موفق بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران