إماما
🌐 امام
دیکشنری عربی به فارسی
📌 امام
جمله سازی با إماما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تقدم الرجل إماما للصلاة عندما تأخر الإمام الرسمي عن الحضور.
وقتی امام جماعت رسمی دیر رسید، مرد جلو آمد تا نماز را اقامه کند.
💡 وقد اختير نحو عشرين إماما لتنفيذ برنامج لمكافحة التطرف في السجون.
حدود بیست امام جماعت برای اجرای برنامهای جهت مبارزه با افراطگرایی در زندانها انتخاب شدند.
💡 وقف الشاب إماما في المسجد الصغير أثناء غياب الشيخ المسافر.
مرد جوان در غیاب شیخِ مسافر، در مسجد کوچک به عنوان امام جماعت ایستاد.
💡 اختاره الناس إماما بعد أن رأوا علمه وحسن تلاوته للقرآن.
مردم پس از دیدن علم و دانش و تلاوت خوب قرآن او، او را به عنوان امام خود برگزیدند.
💡 لقد أصبح إماما متطرفًا وقام بتنظيم اعتدائات ضد الولايات المتحدة.
او به یک امام رادیکال تبدیل شد و حملاتی را علیه ایالات متحده سازماندهی کرد.
💡 كان إماما عارفا بالوقائع وأيام الناس.
او امامی آگاه به وقایع و تاریخ مردم بود.