إمام

🌐 قبل از

«إمام» در اصل به‌معنای «پیشوا»، «رهبر»، یا «کسی که جلو می‌ایستد و دیگران از او پیروی می‌کنند» است. در کاربرد دینی اسلامی، به پیش‌نماز یا رهبر دینی نیز گفته می‌شود، و در برخی مکاتب، معنای گسترده‌تری از رهبری معنوی و دینی دارد. در فارسی می‌توان آن را «پیشوا» یا «پیش‌نماز» ترجمه کرد، بسته به بافت.

اسم (noun)

📌 امام

📌 رهبر

جمله سازی با إمام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحدثَ البايسين بثقةٍ أمام الفريق وشرحَ فكرته بوضوح.

آلبایسین با اعتماد به نفس در مقابل تیم صحبت کرد و ایده‌اش را به روشنی توضیح داد.

💡 وصل التاکسي بسرعة إلى أمام الفندق، فاستعدّ الركاب للنزول.

تاکسی به سرعت جلوی هتل رسید و مسافران آماده پیاده شدن شدند.

💡 انطقِ الحقَّ ولا تخفْ من قول الحقيقة أمام الجميع في الاجتماع.

حقیقت را بگویید و از گفتن حقیقت در مقابل همه افراد حاضر در جلسه نترسید.

💡 وقف المتحدث على الملقی أمام الحضور، وبدأ كلامه بثقة وهدوء.

سخنران روی سکو، روبروی حضار ایستاد و با اطمینان و آرامش سخنرانی خود را آغاز کرد.

💡 تحدث الأب ال عنه أمام العائلة بلهجةٍ هادئة ومطمئنة.

پدر با لحنی آرام و اطمینان‌بخش در حضور خانواده درباره او صحبت می‌کرد.

💡 ‫مسحت دموعها بكف يدها وذهبت تجاه مكتبها الصغير‬ ‫وجلست عليه محاولة استذكار دروسها ولكن هيئة‬ ‫حبيبها ال تزال امام عينها‪.

اشک‌هایش را با کف دست پاک کرد و به سمت میز کوچکش رفت و پشت آن نشست و سعی کرد درس‌هایش را مرور کند، اما تصویر معشوقش هنوز جلوی چشمانش بود.

💡 سألتُه عن السبب، فأجابَني ال به بهدوءٍ شديدٍ أمام الجميع.

از او دلیلش را پرسیدم و او خیلی آرام و جلوی همه جوابم را داد.

💡 اهرول إلى الحافلة بسرعة، فقد بدأت أبوابها تُغلق أمام الركاب المتأخرين.

با بیشترین سرعت ممکن به سمت اتوبوس دویدم، چون درهای اتوبوس داشت به روی مسافرانی که دیر رسیده بودند بسته می‌شد.

💡 أنا ها أقف أمام الباب أنتظر وصول الصديق.

جلوی در ایستاده‌ام و منتظر رسیدن دوستم هستم.

💡 ظهر وجهه الحقیق عندما واجه سؤالًا صعبًا أمام الجميع.

چهره واقعی او زمانی آشکار شد که در مقابل همه با یک سوال دشوار روبرو شد.

💡 لم أعد أحتمل ذلك السلوك، ولهذا قلت: أكرهه أمام الجميع.

دیگر تحمل آن رفتار را نداشتم و برای همین گفتم: جلوی همه از او متنفرم.

💡 شكرَ السامعني الحضورَ بعد أن أنهى كلمته أمام الجمهور.

سخنران پس از پایان سخنرانی خود در مقابل حضار، از آنها تشکر کرد.

کلمات مرتبط