بالجسد

🌐 در بدن

«بالجسد» از «جسد» یعنی «بدن» یا «تن» گرفته شده و معنایش «با بدن»، «جسمی»، یا «از نظر جسمانی» است. این واژه در مقابل امور روحی یا معنوی به کار می‌رود و بر جنبه‌ی فیزیکی انسان یا موجودات تأکید دارد. معادل فارسی آن می‌تواند «بدنی»، «جسمی»، یا «با تن» باشد.

قید (adverb)

📌 در گوشت

📌 از نظر فیزیکی

صفت / قید (adjective / adverb)

📌 جسمانی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بدن

جمله سازی با بالجسد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولكن العبادة بالجسد ليست مفهوم كتابي.

اما پرستش در جسم یک مفهوم کتاب مقدسی نیست.

💡 ينعكس التوتر النفسي أحيانًا بالجسد على شكل صداع أو آلام عضلية.

استرس روانی گاهی اوقات به شکل سردرد یا درد عضلانی در بدن منعکس می‌شود.

💡 ‫ح‬ ‫عودي فما عاد بالجسد رو ٌ‬ ‫أفتقدك غاليتي.

برگرد، که دیگر جانی در بدنم نمانده است. دلم برایت تنگ شده عزیزم.

💡 يشعر الإنسان أحيانًا بالتعب بالجسد بعد يوم طويل من العمل الشاق.

گاهی اوقات فرد پس از یک روز طولانی کار سخت، احساس خستگی جسمی می‌کند.

💡 ، يجب ان تولد من جديد ليس بالجسد ولكن بالروح.

شما باید دوباره متولد شوید، نه در جسم، بلکه در روح.

💡 بدأ الطبيب يفحص المريض بالجسد قبل أن يطلب منه التحاليل اللازمة.

پزشک قبل از تجویز آزمایش‌های لازم، با معاینه بدن بیمار شروع کرد.

کلمات مرتبط