بالإقامة

🌐 محل اقامت

«بالإقامة» یعنی با اقامت، به‌وسیلهٔ برپا داشتن / مقیم شدن یا در برخی بافت‌ها با ماندن و سکونت. اگر در زمینهٔ دینی باشد، ممکن است به «اقامهٔ نماز» نزدیک شود، اما در کاربرد عمومی بیشتر به معنای اقامت کردن یا برپا داشتنِ چیزی است.

اسم (noun)

📌 اقامت

📌 محل اقامت

فعل (verb)

📌 ساکن شدن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ماندن

جمله سازی با بالإقامة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هؤلاء عادة ما يُسمح لهم بالإقامة لمدة ثلاث سنوات قابلة للتمديد لست سنوات.

معمولاً به این افراد اجازه اقامت سه ساله داده می‌شود که می‌تواند به مدت شش سال تمدید شود.

💡 لا يسمح بالإقامة لليلة واحدة في الجزيرة.

اقامت شبانه در جزیره مجاز نیست.

💡 وتصدر الأوامر إلى بعض السجناء السياسيين إثر الإفراج عنهم بالإقامة في مناطق معزولة بعيداً عن عائلاتهم.

به برخی از زندانیان سیاسی دستور داده می‌شود که پس از آزادی، در مناطق ایزوله و دور از خانواده‌هایشان اقامت کنند.

💡 قدمت السفارة معلومات بالإقامة للطلاب الجدد في الخارج.

سفارت در مورد محل اقامت دانشجویان جدید در خارج از کشور اطلاعاتی ارائه داد.

💡 حصل المسافر على تصريح بالإقامة لمدة سنة كاملة.

مسافر اجازه اقامت یک سال کامل را دریافت کرد.

💡 تهتم الدولة بالإقامة القانونية للوافدين وفق الأنظمة المعتمدة.

دولت طبق مقررات مصوب، به اقامت قانونی مهاجران رسیدگی می‌کند.

کلمات مرتبط