بإيقاف

🌐 توقف

از «إيقاف» به معنای «توقف دادن، متوقف کردن» است و «بإيقاف» یعنی «با متوقف کردن، از راه توقف دادن، به‌وسیله‌ی توقف». این ترکیب معمولاً در متون اداری و رسمی برای بیان اقدام به توقف چیزی به کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 به حالت تعلیق درآوردن

📌 متوقف کردن

اسم (noun)

📌 سیستم تعلیق

📌 قطع مصرف

وجه وصفی (participle)

📌 متوقف شد

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 متوقف شد

📌 معلق

📌 متوقف شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 متوقف کردن

جمله سازی با بإيقاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقام مدنيون محليون بإيقاف عدد ضئيل من هذه الدوريات لفترة وجيزة.

غیرنظامیان محلی برای مدت کوتاهی تعداد کمی از این گشت‌ها را متوقف کردند.

💡 قررت الإدارة بإيقاف المشروع مؤقتًا بسبب نقص التمويل والموارد.

دولت تصمیم گرفت به دلیل کمبود بودجه و منابع، پروژه را موقتاً متوقف کند.

💡 قامت الشرطة بإيقاف السائق المخالف بعد تجاوزه الإشارة الحمراء.

پلیس پس از عبور راننده متخلف از چراغ قرمز، او را متوقف کرد.

💡 ونتيجةً لتحقيقاتنا، قام بعض المصدرين بإيقاف الطرح الأولي للعملات الرقمية أو أشاروا إلى أن هيكل العملية سيتم تعديله

در نتیجه تحقیقات ما، برخی از صادرکنندگان، عرضه اولیه سکه (ICO) خود را متوقف کرده‌اند یا اعلام کرده‌اند که ساختار فرآیند اصلاح خواهد شد.

💡 وقد قامت الشبكة بإيقاف ملايين الحسابات المشبوهة والمزيفة هذا العام، ويبدو أن الشركة عززت جهودها في الأشهر الأخيرة.

این شبکه امسال میلیون‌ها حساب کاربری مشکوک و جعلی را مسدود کرده است و به نظر می‌رسد که این شرکت در ماه‌های اخیر تلاش‌های خود را در این زمینه افزایش داده است.

💡 نصح الطبيب بإيقاف الدواء فورًا عند ظهور الأعراض الجانبية الخطيرة.

پزشک توصیه کرد در صورت بروز عوارض جانبی جدی، فوراً مصرف دارو را قطع کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران