بٱلقارعة
🌐 به واسطهی مصیبت
«قارعة» از ریشهٔ «قرع» به معنای کوبیدن و سخت بر چیزی فرود آمدن است. این واژه برای حادثهٔ بسیار شدید، بلا، و رخدادی هولناک به کار میرود؛ چیزی که ناگهانی و کوبنده بر انسان یا جامعه وارد میشود.
جمله سازی با بٱلقارعة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ضربت بٱلقارعة المدينة فجأة، فخرج الناس يتفقدون الأضرار بسرعة.
شهر ناگهان دچار طوفان شدیدی شد و مردم برای بررسی خسارات به بیرون هجوم آوردند.
💡 وصف الشاعر بٱلقارعة بأنها لحظة تصدم القلوب وتوقظ الغافلين.
شاعر این مصیبت را لحظهای توصیف کرد که دلها را تکان میدهد و غافلان را بیدار میکند.
💡 استيقظ السكان بٱلقارعة عندما سمعوا صوتًا قويًا هزّ النوافذ ليلًا.
ساکنان نیمه شب با شنیدن صدای بلندی که شیشههای پنجرهها را لرزاند، از خواب بیدار شدند.