بٱلعبد

🌐 از طرف برده

این واژه به معنای «با بنده» یا «با عبد» است. «عبد» یعنی بنده، خدمت‌گزار، یا کسی که در برابر دیگری فرمان‌بردار است. در کاربرد دینی، «عبد» بیشتر به «بنده خدا» گفته می‌شود و نشانه تواضع و وابستگی انسان به پروردگار است.

جمله سازی با بٱلعبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترى الرجلُ بٱلعبد القديم في السوق، ثم أعتقه بعد أن تأكد من قصته المؤلمة.

مرد، برده پیر را از بازار خرید و پس از تأیید داستان دردناکش، او را آزاد کرد.

💡 تحدث المؤرخُ عن بٱلعبد الذي عاش في قصر الحاكم، ثم تغيّرت حياته بعد الحرية.

مورخ درباره برده‌ای صحبت کرد که در کاخ فرماندار زندگی می‌کرد و پس از آزادی، زندگی‌اش تغییر کرد.

💡 كان بٱلعبد يعمل بصمتٍ وإخلاص، حتى أحبه الناسُ واحترموا أمانته وهدوءه.

العبد در سکوت و با ایمان کار می‌کرد، به طوری که مردم او را دوست داشتند و به صداقت و آرامش او احترام می‌گذاشتند.

کلمات مرتبط