اوامره

🌐 دستورهای او

«اوامره» در ظاهر می‌تواند ترکیبی از «اوامر» همراه با ضمیرِ «ه» (او) باشد، یعنی «دستورهای او / فرمان‌های او». این صورت در عربی فصیح به‌صورت مستقل کمتر به‌عنوان یک واژهٔ جداگانه مطرح می‌شود، اما در کاربرد متنی می‌تواند به مجموعهٔ اوامرِ منتسب به یک شخص اشاره کند. بنابراین معنای آن را باید وابسته به جمله دانست، نه یک واژهٔ مستقل و ثابت.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 سفارش داده شده

جمله سازی با اوامره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اجتمع الزلم حول القائد ليستمعوا إلى أوامره قبل الرحيل.

مردان دور رهبر جمع شدند تا قبل از رفتن به دستوراتش گوش دهند.

💡 انه اصدر اوامره ايضاً هناك قبر لَك في الجدولِ الجليديِ

او همچنین دستور داد: قبری برای شما در نهر یخچالی وجود دارد.

💡 كان نيكسون قد اصدر اوامره فعليا لوزارة الدفاع الأمريكية لوقف إنتاج الأسلحة البيولوجية في عام 1969.

نیکسون عملاً در سال ۱۹۶۹ به وزارت دفاع ایالات متحده دستور داده بود که تولید سلاح‌های بیولوژیکی را متوقف کند.

💡 تطيعُ بعضُ الحيواناتِ المدربَ لأنها تثقُ به وتعتادُ على أوامره اليومية.

بعضی از حیوانات از مربی خود اطاعت می‌کنند، چون به او اعتماد دارند و به دستورات روزانه‌اش عادت کرده‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران