اهجر
🌐 رها کردن
این واژه میتواند از ریشهٔ «هجر» باشد و بسته به کاربرد، معنی «رها کن»، «دور شو»، «ترک کن» یا در برخی سیاقها «سخن بیمعنی گفتن / هذیان گفتن» بدهد. همچنین در صیغهٔ امر، «اهجر» میتواند یعنی «ترک کن» یا «هجرت کن»، هرچند تفسیر دقیق آن به جمله بستگی دارد.
فعل (verb)
📌 رها کردن
📌 کویر
جمله سازی با اهجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أحيانًا يضطر الإنسان إلى أن اهجر العادات السيئة ليبدأ حياة أفضل.
گاهی اوقات انسان برای شروع زندگی بهتر باید عادت های بد را کنار بگذارد.
💡 قرر الرجل أن اهجر المكان بعد أن كثرت فيه المشاكل.
این مرد پس از افزایش مشکلات در آنجا تصمیم به ترک آنجا گرفت.
💡 في الاخير انا لم اهجر صديقتي المفضلة
در نهایت، من بهترین دوستم را رها نکردم.
💡 نصحه صديقه ألا اهجر عمله فجأة دون ترتيب مسبق.
دوستش به او توصیه کرد که بدون هماهنگی قبلی و ناگهان کارش را رها نکند.