انقشع

🌐 واضح

«انقشع» فعل ماضی است و به‌معنای «برطرف شد»، «کنار رفت» یا «پراکنده شد» می‌آید. این فعل معمولاً دربارهٔ ابر، مه، غبار یا هر چیزی که مانع دید و روشنی است استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پاک شده

📌 برداشته شده

جمله سازی با انقشع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وظهر الطريق المؤدي إلى القرية بعد أن انقشع الضباب.

جاده منتهی به روستا پس از فروکش کردن مه نمایان شد.

💡 حدثتِ العاصفةُ عابرةً ثم انقشع السحابُ وعادتِ الشمسُ إلى الشروق.

طوفان به سرعت فروکش کرد، سپس ابرها کنار رفتند و خورشید دوباره طلوع کرد.

💡 أصبح الجو بِهَيْج بعد أن انقشع الغيم عن السماء.

پس از کنار رفتن ابرها از آسمان، فضا شادتر شد.

💡 مع وصول الشرطة، انقشع التوتر من المكان وعاد الناس إلى منازلهم.

با ورود پلیس، تنش از محل رخت بربست و مردم به خانه‌های خود بازگشتند.

💡 ‬انقشع التعب عن وجهها وظهرت ابتسامتها‬ ‫الجذابة وقالت له «صباح الخري يا موالي‪».

خستگی از چهره‌اش محو شد، لبخند جذابش نمایان شد و به او گفت: «صبح بخیر، سرورم.»

💡 ظلَّت المدينةُ غایما معظمَ اليوم، ثم انقشع السحابُ مساءً.

شهر بیشتر روز ابری بود، سپس ابرها عصرگاهی کنار رفتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران