انبوب
🌐 لوله
اسم (noun)
📌 لوله
📌 خط لوله
📌 مدفوع
📌 مجرای
📌 شلنگ
📌 مجرا
جمله سازی با انبوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصل الفني انبوب المياه إلى الخزان بعد إصلاح العطل.
تکنسین پس از رفع عیب، لوله آب را به مخزن وصل کرد.
💡 مرّ الهواء عبر انبوب طويل متصل بجهاز التهوية.
هوا از طریق یک لوله بلند متصل به دستگاه تهویه عبور میکرد.
💡 فقد استعملت انبوب صرف مياه االمطار الذي يمر بجانب شباك غرفتي
من از لوله زهکشی آب باران که کنار پنجره اتاق خوابم قرار دارد استفاده کردم.
💡 استخدمت المختبرات انبوب زجاجيًا لحفظ العينات الكيميائية.
آزمایشگاهها از یک لوله شیشهای برای ذخیره نمونههای شیمیایی استفاده میکردند.
💡 وكأني معبئ في انبوب قمع السوائل من فرط اإلحباط الغاضب الذي ارزح تحته.
انگار از سرخوردگی و عصبانیت شدیدی که از آن رنج میبردم، در یک قیف پر شده بودم.