إفراج مشروط
🌐 آزادی مشروط
اسم (noun)
📌 آزادی مشروط
📌 مشروط شدن
قید (adverb)
📌 در آزادی مشروط
وجه وصفی (participle)
📌 مشروط آزاد شد
جمله سازی با إفراج مشروط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وأحد قيود لأيّ إفراج مشروط هو تفادي صحبة أيّ شخص لديه سجل إجرامي من أيّ نوع.
یکی از محدودیتهای هرگونه آزادی مشروط، اجتناب از معاشرت با هر کسی است که سابقه کیفری از هر نوع دارد.
💡 يخضع بعض النزلاء لـ إفراج مشروط مع متابعة دورية من الجهات المختصة.
برخی از زندانیان مشمول آزادی مشروط هستند و به صورت دورهای توسط مقامات ذیصلاح تحت نظر قرار میگیرند.
💡 حصل المتهم على إفراج مشروط بعد انتهاء جزء كبير من مدة العقوبة.
متهم پس از گذراندن بخش قابل توجهی از دوران محکومیت خود، با آزادی مشروط آزاد شد.
💡 وافقت اللجنة على إفراج مشروط عن السجين بعد تقييم سلوكه داخل السجن.
این کمیته پس از ارزیابی رفتار زندانی در داخل زندان، آزادی مشروط او را تصویب کرد.
💡 بعد قضائه أربع سنوات، قررت الدولة منحه إفراج مشروط مبكرًا.
پس از چهار سال زندان، ایالت تصمیم گرفت به او آزادی مشروط زودهنگام بدهد.
💡 في نوفمبر/تشرين الثاني عام 2005، حصل على إفراج مشروط في عفو رئاسي.
در نوامبر ۲۰۰۵، او تحت عفو ریاست جمهوری، آزادی مشروط دریافت کرد.