المنبوذ
🌐 مطرود
اسم (noun)
📌 پاریا
📌 خارج از طبقه اجتماعی
وجه وصفی (participle)
📌 طرد شده
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 دست نخورده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 طرد شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مطرود
جمله سازی با المنبوذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لا يشعر الإنسان المنبوذ بالراحة إذا ابتعد عنه الجميع.
یک فرد مطرود اگر همه از او دوری کنند، احساس راحتی نمیکند.
💡 الفوضى دائما تعثر على المنبوذ والمنطوى والحراشيف الداخلية لصمت االشياء والغائر فى التخليص
آشوب همواره مطرودان، گوشهگیران، لایههای درونی سکوت چیزها و آرزوی عمیق رهایی را در بر میگیرد.
💡 أزحف تحت جلد العالم بسمي اللغوي أحاول أن أؤذيه بغرائز المنبوذ منه ي من كراهة وبشاعة.
من با زهر زبانیام زیر پوست جهان میخزم و میکوشم با غرایز مطرودان، با نفرت و زشتی، به آن آسیب برسانم.
💡 يجب ألا يُعامل أحدٌ على أنه المنبوذ بسبب خطأٍ واحد.
نباید به خاطر یک اشتباه، کسی را طرد کرد.
💡 تابعته ألراﻩ يق م المنبوذ في هيئته البﺸرية تحدثا سويًا ثم غادر!
من او را دنبال کردم، آن مطرود را در شکل انسانیاش دیدم، آنها با هم صحبت کردند، سپس او رفت!
💡 يصبح الشخص المنبوذ أكثر انطواءً حين يفتقد الدعم الاجتماعي.
یک فرد طرد شده وقتی از حمایت اجتماعی برخوردار نباشد، گوشهگیرتر میشود.
💡 ما العمل إن كان المنبوذ على دراية باألمر فقد يفﺸل كنل منا تنم التخطي له!
اگر فرد طرد شده از موضوع مطلع باشد چه باید کرد؟ ممکن است شکست بخورد، اما هر یک از ما در تلاشیم تا برای او برنامه ریزی کنیم!