الملوثة
🌐 آلوده
اسم (noun)
📌 آلودگی
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 آلاینده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 آلوده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مبتلا شده
جمله سازی با الملوثة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أُغلقت بعض الشواطئ بسبب البقع الملوثة التي ظهرت بعد تسربٍ نفطي.
برخی از سواحل به دلیل لکههای آلودهای که پس از نشت نفت ظاهر شدند، بسته شدند.
💡 حذرت وزارة الصحة من المياه الملوثة التي قد تسبب أمراضًا خطيرة للأطفال.
وزارت بهداشت نسبت به آلودگی آب که میتواند باعث بیماریهای جدی در کودکان شود، هشدار داد.
💡 يجب التخلص من المواد الملوثة وفق تعليمات السلامة لحماية البيئة.
مواد آلوده باید طبق دستورالعملهای ایمنی برای حفاظت از محیط زیست دفع شوند.
💡 حذرتُ من ديوكسين في بعض الأطعمة الملوثة بعد أن أظهرت الفحوصات نسبة مرتفعة.
من پس از اینکه آزمایشها میزان بالایی از دیوکسین را در برخی از غذاهای آلوده نشان دادند، در مورد آن هشدار دادم.
💡 وبعد التنقيب عن الرواسب، ستعالج المخلفات الملوثة الباقية في الرواسب بتقنيات الاستصلاح الإحيائي.
پس از حفاری رسوبات، پسماندهای آلوده باقی مانده در رسوبات با تکنیکهای زیستپالایی تصفیه خواهند شد.
💡 ثم أحاول بخيالي المرة واألخرى إجبار الشهوة من ٍ تلطيخك بِكرات الطين الملوثة
بعد، بارها و بارها، سعی میکنم شهوتم را مجبور کنم که تو را با گلولههای گِلی آلوده نآلاید.