الملتهبة
🌐 ملتهب
صفت (adjective)
📌 التهابی
📌 آتشین
📌 فرار
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 دردناک
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 ملتهب
دیکشنری عربی به فارسی
📌 داغ
جمله سازی با الملتهبة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شـعر بحفيف أجنحة لطيفة ترفرف بين أضلعه الملتهبة و حـول لفائف دماغـه المنحلّة.
او خش خش بالهای آرامی را که بین دندههای سوزانش و اطراف حلقههای مغز در حال تحلیل رفتنش بال میزدند، حس میکرد.
💡 بعد التمرين، كانت العضلات الملتهبة بحاجة إلى وقت للتعافي.
بعد از تمرین، عضلات دردناک به زمان برای بهبودی نیاز داشتند.
💡 فانتصب عليّ واضعاً يده على جبهته الملتهبة و نظر حوله بطرف جامد
از جا بلند شد، دستش را روی پیشانی سوزانش گذاشت و با نگاهی خالی از احساس به اطراف نگاه کرد.
💡 الحنجرة الملتهبة غالبًا ما تستجيب بشكل جيد للشاي الدافئ والعسل.
گلودرد اغلب به چای گرم و عسل به خوبی پاسخ میدهد.
💡 والوضع في هذه المنطقة الملتهبة يوضح بشكل قاطع الاتجاه غير المقبول إلى تفضيل الحرب على الدبلوماسية.
اوضاع در این منطقهی بیثبات، به وضوح روند غیرقابل قبول ترجیح جنگ به دیپلماسی را نشان میدهد.