المستمرة
🌐 پیوسته
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مداوم
📌 ثابت
📌 ادامه دارد
📌 ادامه داد
جمله سازی با المستمرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساعدت الاجتماعات المستمرة الإدارة على حل المشكلات بسرعة أكبر.
جلسات مداوم به مدیریت کمک کرد تا مشکلات را سریعتر حل کند.
💡 ظل دراعي متعبًا طوال اليوم بسبب الكتابة المستمرة على الحاسوب.
دستم تمام روز به خاطر تایپ کردن مداوم با کامپیوتر خسته بوده است.
💡 تنذر الضوضاء المستمرة باضطراب في الحي إذا لم تُحل المشكلة سريعًا.
اگر مشکل به سرعت حل نشود، سر و صدای مداوم نشانه هشدار دهنده ای از وجود مشکل در محله است.
💡 ما ا استطعتُ أن أنام جيدًا بسبب الضوضاء المستمرة طوال الليل.
به خاطر سر و صدای مداوم در طول شب، نتوانستم خوب بخوابم.
💡 أعلنت المستشفى أن المراقبة المستمرة ساعدت في اكتشاف المشكلة مبكرًا.
بیمارستان اعلام کرد که نظارت مداوم به تشخیص زودهنگام مشکل کمک کرده است.
💡 إذا أردتم مساعدته، فلا تضروه بالمقارنات المستمرة مع غيره.
اگر میخواهید به او کمک کنید، با مقایسه مداوم او با دیگران به او آسیب نرسانید.
💡 أصبح السائق مشهورًا بين أصدقائه بوصفه كارثة متنقلة بسبب أخطائه المستمرة في القيادة.
این راننده به دلیل اشتباهات رانندگی مداومش، در بین دوستانش به عنوان یک فاجعه در رانندگی شهرت پیدا کرده بود.
💡 تمنحها الدراسة المستمرة فرصة أفضل للوصول إلى أهدافها العلمية.
مطالعهی مداوم به او شانس بهتری برای رسیدن به اهداف تحصیلیاش میدهد.
💡 أثنى المعلم على بن الله بسبب انضباطه ومشاركته المستمرة في الأنشطة الصفية.
معلم، بن الله را به خاطر نظم و انضباط و مشارکت مداومش در فعالیتهای کلاسی تحسین کرد.
💡 بقي الشارع أمحد بسبب أعمال الصيانة المستمرة طوال الأسبوع.
به دلیل عملیات تعمیر و نگهداری مداوم در طول هفته، خیابان همچنان خلوت بود.
💡 يبني الوالدان علاقة قوية مع أبنائهما بالعناية المستمرة والاهتمام بالتفاصيل الصغيرة.
والدین از طریق مراقبت مداوم و توجه به جزئیات کوچک، رابطهای قوی با فرزندانشان برقرار میکنند.
💡 كتب الموظفون رسالة شكر لریيس الشركة تقديرًا لجهوده المستمرة مع الفريق.
کارمندان در قدردانی از تلاشهای مستمر رئیس شرکت با تیم، نامهای تشکرآمیز به او نوشتند.