متواصلة
🌐 پیوسته
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مداوم
📌 ادامه داد
📌 ادامه دارد
📌 پایدار
📌 ثابت
جمله سازی با متواصلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقيت الاتصالات متواصلة بين الطرفين طوال الأزمة.
ارتباط بین دو طرف در طول بحران همچنان ادامه داشت.
💡 شهدت المدينة جهودًا متواصلة لإعادة الخدمات الأساسية.
این شهر شاهد تلاشهای مداوم برای احیای خدمات اساسی بوده است.
💡 قال المسؤول إن القضية في طريقها إلى الحل بعد اجتماعاتٍ متواصلة بين الطرفين.
این مقام رسمی گفت که پس از جلسات مداوم بین دو طرف، این موضوع در حال حل شدن است.
💡 تمد المؤسسة يدها للمحتاجين عبر برامج دعم متواصلة طوال العام.
این بنیاد از طریق برنامههای حمایتی مداوم در طول سال، دست یاری به سوی نیازمندان دراز میکند.
💡 كانت المحاولات متواصلة حتى تحقق النجاح أخيرًا.
تلاشها ادامه یافت تا اینکه سرانجام به موفقیت دست یافت.
💡 إذ أن قلة النوم لعدة أسابيع متواصلة دفعت بهام إىل حافة االنهيار العصبي.
کمبود خواب برای چندین هفته متوالی آنها را تا آستانه فروپاشی عصبی پیش برد.