المتکررة

🌐 مکرر

شکل مؤنثِ «المتکرر» است و همان معنای «مکرر، تکراری، پی‌درپی» را می‌دهد. این صفت برای یک امر، حالت یا چیز مؤنث به‌کار می‌رود که تکرار شونده باشد.

جمله سازی با المتکررة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تساعده النصائح الجيدة على تجنب الأخطاء المتكررة في مشروعه.

مشاوره خوب به او کمک می‌کند تا از تکرار اشتباهات در پروژه‌اش جلوگیری کند.

💡 سببت الرسائل المتكررة انزعاجًا شديدًا للمستخدمين على الهاتف.

پیام‌های تکراری باعث ناراحتی شدید کاربران تلفنی شد.

💡 فباءو بالخسارة بعد أن تجاهلوا التحذيرات المتكررة من المختصين.

آنها پس از نادیده گرفتن هشدارهای مکرر کارشناسان، متحمل ضرر شدند.

💡 دهدرَ السائقُ الوقودَ بسبب القيادة السريعة المتكررة في المدينة.

راننده به دلیل سرعت غیرمجاز مکرر در شهر، سوخت را هدر داد.

💡 طلب المدرب من الفريق أن احصروا الأخطاء المتكررة خلال المباراة.

مربی از تیم خواست تا اشتباهات مکرر در طول مسابقه را شناسایی کنند.

💡 تجاهل التحذيرات المتكررة، فتردىٰ في النهاية من فوق السور.

او به هشدارهای مکرر توجهی نکرد و سرانجام از بالای دیوار سقوط کرد.

💡 عرفَ ذلک من تصرفاتِه اليوميةِ المتكررة.

این را از کارهای تکراری روزانه‌اش می‌دانست.

💡 نبحثُ عن حلولٍ واقعيةٍ للأزمةِ بدلَ الاكتفاءِ بالشكوى المتكررة.

ما به جای شکایت‌های مکرر، به دنبال راه‌حل‌های واقع‌بینانه برای بحران هستیم.

💡 بجهودكم، حصنتم الفريق من الأخطاء المتكررة عبر التدريب والمتابعة المستمرة.

شما با تلاش‌هایتان، از طریق آموزش و پیگیری مداوم، تیم را از تکرار اشتباهات محافظت کرده‌اید.

💡 ظلّ موقفه على لست واضحًا رغم محاولات الإقناع المتكررة.

علیرغم تلاش‌های مکرر برای متقاعد کردن، موضع او همچنان نامشخص بود.

💡 غيرت الشركة سياستها بعد شكاوى العملاء المتكررة.

این شرکت پس از شکایات مکرر مشتریان، سیاست خود را تغییر داد.

کلمات مرتبط