اللُّحُوم

🌐 گوشت

جمعِ «لحم» است و به معنی «گوشت‌ها» می‌آید. این واژه برای اشاره به گوشتِ حیوانات یا بخش گوشتیِ بدن در حالت جمع به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گوشت

📌 گوشت گاو

جمله سازی با اللُّحُوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أنا نباتي ولا آكل اللحوم أو الأسماك.

من گیاهخوار هستم و گوشت و ماهی نمی‌خورم.

💡 طلبتْ صديقتي وجبة نباتية في المطعم لأنها لا تأكل اللحوم.

دوستم در رستوران غذای گیاهی سفارش داد چون گوشت نمی‌خورد.

💡 يجب حفظ اللحوم في درجة حرارة مناسبة حتى لا تفسد بسرعة.

گوشت باید در دمای مناسب نگهداری شود تا سریع فاسد نشود.

💡 عند اختيار الطعام في المطعم، أطلب دائمًا طبقًا نباتيًا لأنني لا احب اللحوم.

هنگام انتخاب غذا در رستوران، همیشه غذای گیاهی سفارش می‌دهم چون گوشت دوست ندارم.

💡 في العشاء العائلي، قلت لهم بصراحة إنني لا احب اللحوم وأفضّل الخضار.

سر شام خانوادگی، رک و پوست کنده به آنها گفتم که گوشت دوست ندارم و سبزیجات را ترجیح می‌دهم.

💡 يلتزم المجزر بمعايير النظافة والصحة لضمان سلامة اللحوم للمستهلكين.

این کشتارگاه با رعایت اصول بهداشتی و ایمنی، سلامت گوشت را برای مصرف‌کنندگان تضمین می‌کند.

💡 في عيد االضحی تكثر أعمال الخير وتوزيع اللحوم على الفقراء والمحتاجين.

در عید قربان، اعمال خیرخواهانه افزایش می‌یابد و گوشت قربانی بین فقرا و نیازمندان توزیع می‌شود.

💡 يفضّل كثير من الناس شراء اللحوم الطازجة من السوق صباحًا قبل الازدحام.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند صبح‌ها قبل از شلوغ شدن بازار، گوشت تازه از آن بخرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران