القوي

🌐 قوی

این واژه به معنی «نیرومند، قوی، توانا» است. به شخص، جسم، دولت یا هر چیزی که از نظر قدرت و توان بالا باشد، القوي گفته می‌شود. در کاربرد وصفی، مقابلِ «ضعیف» قرار می‌گیرد و برای بیان استحکام یا قدرت به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قوی

📌 قدرتمند

📌 مقاوم

📌 قویاً

📌 جامد

📌 مرد قوی

جمله سازی با القوي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أشتري شيکولاتة سادة عندما أريد طعم الكاكاو القوي دون إضافات كثيرة.

من وقتی طعم کاکائوی قوی و بدون افزودنی‌های زیاد می‌خواهم، شکلات ساده می‌خرم.

💡 واغطش السائق عينيه لحظةً بسبب ضوء الشمس القوي على الزجاج.

راننده به خاطر نور شدید خورشید که به شیشه می خورد، لحظه ای پلک زد.

💡 فٱرهبون الشرَّ بأفعالك الصالحة، فالسلوك القوي أقوى من الصياح.

با کردار نیک خود، بدی را از خود دور کنید، زیرا رفتار نیکو از فریاد زدن نیرومندتر است.

💡 ابتعدت عيني من الضوء القوي حتى أستطيع الرؤية بوضوح.

چشمانم را از نور شدید دور کردم تا بتوانم واضح ببینم.

💡 طارت الورقة من يدي بسبب الهواء القوي في الشارع.

به خاطر باد شدیدی که در خیابان می وزید، کاغذ از دستم رها شد.

💡 اختار المصنع المادة من القماش القوي لتتحمل الاستعمال اليومي الطويل.

تولیدکننده، ماده‌ای از جنس پارچه‌ی محکم را انتخاب کرده است تا در برابر استفاده‌ی طولانی‌مدت روزانه مقاومت کند.

💡 أثنى المدرب على بدءوکم القوي في المباراة رغم صعوبة الخصم.

مربی با وجود سختی حریف، شروع قوی شما در مسابقه را ستود.

💡 ربط الصياد مركبه بالحبل جيدًا خوفًا من التيار القوي عند المد.

ماهیگیر از ترس جریان شدید آب در هنگام جزر و مد، قایقش را محکم با طناب بست.

💡 أفادها انتباهها القوي في ملاحظة التغييرات الصغيرة داخل النص.

توجه دقیق او به او کمک کرد تا متوجه تغییرات کوچکی در متن شود.

💡 ظهر ظلٌّ مستض على الجدار بسبب ضوء المصباح القوي في الغرفة.

سایه‌ی ضعیفی به دلیل نور شدید چراغ اتاق، روی دیوار ظاهر شد.

💡 كان ظلی واضحًا جدًا في الضوء القوي أمام النافذة.

سایه‌ام در نور شدید جلوی پنجره کاملاً مشخص بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران