القری

🌐 روستاها

«القری» جمعِ «قرية» است و به‌معنی «روستاها» یا «آبادی‌ها» می‌آید؛ این واژه در عربی برای اشاره به مجموعه‌ای از روستاها به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 روستاها

📌 ویییژها

جمله سازی با القری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنتشر القری الصغيرة في السهل، ويعتمد أهلها على الزراعة وتربية الحيوانات بشكل أساسي.

روستاهای کوچکی در سراسر دشت پراکنده شده‌اند و ساکنان آنها عمدتاً به کشاورزی و دامداری وابسته هستند.

💡 سمعنا عن تاريخِ ام القری وأهميتها الدينيةِ والحضاريةِ.

ما درباره تاریخ مکه و اهمیت مذهبی و فرهنگی آن شنیده‌ایم.

💡 تحتاج القری البعيدة إلى طرق أفضل وخدمات صحية وتعليمية أكثر تطورًا.

روستاهای دورافتاده به جاده‌های بهتر و خدمات بهداشتی و آموزشی پیشرفته‌تری نیاز دارند.

💡 تعملُ الجامعةُ في ام القری على تطويرِ برامجٍ تعليميةٍ حديثةٍ.

دانشگاه ام القری در حال توسعه برنامه‌های آموزشی مدرن است.

💡 زرتُ ام القری في رحلةٍ ثقافيةٍ مع مجموعةٍ من الأصدقاءِ.

من به همراه جمعی از دوستانم در یک سفر فرهنگی به مکه مشرف شدم.

کلمات مرتبط