القبيح

🌐 زشت

«القبيح» یعنی «زشت»، «ناپسند» یا «بدمنظر». این واژه هم برای ظاهر نازیبا و هم برای رفتار یا عمل ناپسند به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زشت

📌 شنیع

📌 ناخوشایند

📌 وحشتناک

📌 بد قیافه

📌 به طور ناگهانی

📌 کون زشت

📌 زشت و بدقیافه

جمله سازی با القبيح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتقد المعلم العمل القبيح لأنه افتقر إلى الدقة والنظافة والترتيب.

معلم از آن کار زشت انتقاد کرد، زیرا فاقد دقت، تمیزی و نظم بود.

💡 كان الموقف القبيح مؤلمًا للجميع، لأنه حدث أمام الأطفال وفي وقت حساس.

آن وضعیت زشت برای همه دردناک بود، چون جلوی چشم بچه‌ها و در زمانی حساس اتفاق افتاده بود.

💡 بحثت في املنشورات القديمة عنه‬ ‫فوجدته ‪ :‬طفل عاش حياة كئيبة بسبب شكله القبيح‪

در نشریات قدیمی جستجو کردم و او را پیدا کردم: کودکی که به خاطر ظاهر زشتش زندگی فلاکت باری را سپری می کرد.

💡 شنعَ بعضهم على الفعل القبيح الذي حدث أمام الجميع في السوق.

برخی از آنها این عمل زشت را که در مقابل دیدگان همه در بازار رخ داده بود، محکوم کردند.

💡 مع اقتراب الربيع، بدأ الثلج القذر القبيح في الزوال.

با نزدیک شدن بهار، برف کثیف و زشت شروع به ناپدید شدن کرد.

💡 لا أحب أن أرى هذا السلوك القبيح بين الناس في الأماكن العامة.

دوست ندارم این رفتار زشت را در بین مردم در مکان های عمومی ببینم.

کلمات مرتبط