القبو

🌐 زیرزمین

«القبو» به معنی «زیرزمین»، «سرداب» یا «انباری زیر ساختمان» است. این واژه برای فضایی که در پایینِ بنا و معمولاً زیر سطح زمین قرار دارد به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 زیرزمین

📌 انبار

📌 خزانه

📌 پناهگاه

جمله سازی با القبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاول الفني بزل الماء المتجمع في القبو بعد هطول الأمطار.

تکنسین سعی کرد آبی را که پس از باران در زیرزمین جمع شده بود، تخلیه کند.

💡 حُفظت الوثائقُ في القبو لحمايتها من الحرارةِ والرطوبة.

اسناد برای محافظت از گرما و رطوبت در زیرزمین نگهداری می‌شدند.

💡 ‬لقد أغلقت‬ ‫نافذة القبو و ال أحد يمكنه الدخول إلى هنا‪

پنجره زیرزمین را بستم و هیچ کس نمی‌تواند وارد اینجا شود.

💡 تلج المياهُ إلى القبو إذا لم تُغلق المصارف جيدًا.

اگر لوله‌های فاضلاب به درستی بسته نشوند، آب وارد زیرزمین می‌شود.

💡 استخدمت العائلة القبو لحفظ الطعام والمعلبات بعيدًا عن الحرارة العالية.

خانواده از زیرزمین برای نگهداری غذا و کنسرو به دور از گرمای زیاد استفاده می‌کردند.

💡 تدلف المياه إلى داخل القبو بسبب تسرب في الأنابيب القديمة.

به دلیل نشتی لوله‌های قدیمی، آب به زیرزمین نفوذ می‌کند.

💡 نزلنا إلى القبو لنأخذ بعض الصناديق القديمة المخزنة منذ سنوات طويلة.

ما به زیرزمین رفتیم تا چند جعبه قدیمی را که سال‌ها انبار شده بود، برداریم.

💡 ‫مدخل القبو كان خارج البيت وملصقا للجدار الذي أكملنا بناءه‪

ورودی زیرزمین بیرون از خانه و چسبیده به دیواری بود که ساختش را تمام کرده بودیم.

💡 نزلنا إلى القبو بعد سماعِ صوتِ المطرِ الشديدِ في الخارج.

بعد از شنیدن صدای باران شدید از بیرون، به زیرزمین رفتیم.

💡 في المبنى القديم، كان القبو مظلمًا وباردًا ويحتاج إلى ترميم عاجل.

در ساختمان قدیمی، زیرزمین تاریک و سرد بود و نیاز به مرمت فوری داشت.

کلمات مرتبط