القبر

🌐 قبر

«قبر» یعنی «گور، آرامگاه، محل دفن مرده». این واژه از بنیادی‌ترین واژه‌های عربی در حوزهٔ مرگ، دفن و آخرت است و در قرآن، حدیث و ادبیات دینی بسیار آمده است. «قبر» هم به مکان دفن و هم به مفاهیم مرتبط با مرگ و یادآوری فناپذیری انسان اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قبر

📌 مقبره

📌 سنگ قبر

📌 گورستان

جمله سازی با القبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقف الزائر عند القبر بهدوء، وقرأ الفاتحة احترامًا للراحلين.

زائر آرام کنار قبر ایستاد و به احترام درگذشته فاتحه خواند.

💡 بكى الطفل قرب القبر عندما سمع قصة جده الراحل.

کودک وقتی داستان پدربزرگ مرحومش را شنید، نزدیک قبر گریه کرد.

💡 كسر ابن عمي جدار القبر وفتحه ملقيً ً ا الحجارة على الجانب

پسرعمویم دیوار مقبره را خراب کرد و آن را باز کرد و سنگ‌هایی را به کناری پرتاب کرد.

💡 ‬والوجوه كأنها وجوه‬ ‫أموات خرجت لتوها من القبر وت ُ‬ ‫ظ ّن ان يُفعل بها فاقرة‪

چهره هایشان مانند مردگانی بود که تازه از گور برخاسته بودند و گمان می رفت که بلایی بر سرشان خواهد آمد.

💡 نُظّف القبر بعناية قبل الزيارة العائلية في صباح الجمعة.

قبر قبل از دیدار خانواده در صبح جمعه با دقت تمیز شد.

💡 ‬حفرت القبر بأظافرها‬ ‫وإحتضنت جثة صغيرها جالسة في الحفرة وبقيت هكذا ثالثة أيام بلياليها‪

او با ناخن‌هایش قبر را کند و بدن کوچکش را در آغوش گرفت، در گودال نشست و سه شبانه‌روز به همان حال ماند.

کلمات مرتبط