القایمة
🌐 فهرست
این واژه احتمالاً همان «القائمة» است که مؤنثِ «قائم» محسوب میشود و معانی متعددی دارد: «ایستاده»، «فهرست»، «لیست»، یا «آنچه برقرار و موجود است». در عربی جدید، «قائمة» بسیار بهمعنای «فهرست» رایج است، مثل «قائمة الطعام» یعنی «منوی غذا».
جمله سازی با القایمة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلستُ مع القایمة لمراجعة البيانات، فوجدتها مرتبة وواضحة للغاية.
من با لیست نشستم تا دادهها را بررسی کنم و آن را بسیار منظم و واضح یافتم.
💡 وصلت القایمة إلى المكتب قبل الموعد، وبدأت بتنظيم الأوراق والملفات بسرعة.
لیست قبل از قرار ملاقات به دفتر رسید و به سرعت شروع به مرتب کردن کاغذها و پروندهها کرد.
💡 كانت القایمة دقيقة في عملها، لذلك اعتمد عليها الفريق في المهام المهمة.
این فهرست در کارش دقیق بود، بنابراین تیم برای کارهای مهم به آن تکیه میکرد.