العمال

🌐 کارگران

«العمال» جمعِ «عامل» است و به معنی «کارگران، کارمندان، کارکنان یا شاغلان» می‌آید. این واژه بسته به متن می‌تواند به نیروی کار، افراد مشغول به کار، یا کسانی که در یک حوزه فعالیت می‌کنند اشاره داشته باشد.

جمله سازی با العمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدأ العمال صباحهم مبكرًا لإنهاء أعمال البناء قبل حلول المساء.

کارگران صبح زود شروع به کار کردند تا کار ساخت و ساز را قبل از غروب تمام کنند.

💡 ‬كان أالًف العمال يتحركون في‬ ‫صمت في صحراء حلوان‪

هزاران کارگر بی‌صدا در صحرای حلوان جابجا شدند

💡 يعتمد النجاح الفني في المصنع على دقة العمال والتزامهم بالتعليمات.

موفقیت فنی کارخانه به دقت کارگران و پایبندی آنها به دستورالعمل‌ها بستگی دارد.

💡 قام العمال بتنظيف الأرباض القديمة قبل بدء مشروع إعادة التأهيل البلدي.

کارگران قبل از شروع پروژه نوسازی شهرداری، محله‌های قدیمی را تمیز کردند.

💡 تجمع العمال قرب السالسل القديمة لإصلاحها قبل بدء موسم الأمطار.

کارگران نزدیک زنجیرهای قدیمی جمع شدند تا قبل از شروع فصل بارندگی آنها را تعمیر کنند.

💡 قام العمال بتركيب البلاط في المطبخ ليبدو المكان أنظف وأكثر ترتيبًا.

کارگران کاشی‌هایی را در آشپزخانه نصب کردند تا آشپزخانه تمیزتر و مرتب‌تر به نظر برسد.

💡 بعد تنظيف الغرفة، اقمصوا العمال سترات العمل وبدأوا المهمة فورًا.

پس از تمیز کردن اتاق، کارگران لباس‌های کار خود را پوشیدند و بلافاصله کار را شروع کردند.

💡 شكر المدير العمال على التزامهم وانضباطهم طوال الأسبوع.

مدیر از کارگران به خاطر تعهد و انضباطشان در طول هفته تشکر کرد.

💡 يعيش في هذه المدينة ألوف العمال الذين جاؤوا من مناطق مختلفة بحثًا عن العمل.

هزاران کارگر که از مناطق مختلف در جستجوی کار آمده‌اند، در این شهر زندگی می‌کنند.

💡 وضعوا الکرسي علی قرب الباب حتى يستخدمه العمال عند الحاجة.

آنها صندلی را نزدیک در قرار دادند تا کارگران در صورت نیاز از آن استفاده کنند.

💡 قام العمال بتنظيف الابار القديمة في القرية قبل بدء الزراعة.

کارگران قبل از شروع کاشت، چاه‌های قدیمی روستا را تمیز کردند.

💡 شعر العمال بحرارة الاسخ أثناء وقوفهم تحت الشمس.

کارگران در حالی که زیر آفتاب ایستاده بودند، گرمای شدید را احساس کردند.

💡 فرز العمال القطع المعدنية بعناية قبل إرسالها إلى قسم التجميع في المصنع.

کارگران قبل از ارسال قطعات فلزی به بخش مونتاژ کارخانه، آنها را با دقت مرتب کردند.

کلمات مرتبط