إجحاف

🌐 تعصب

یعنی «ستم»، «ظلم» یا «بی‌انصافی شدید»؛ وقتی حق کسی به‌طور ناعادلانه ضایع شود، از این واژه استفاده می‌شود. در متن‌های حقوقی و اخلاقی، برای بیان رفتار یا تصمیم ناعادلانه بسیار کاربرد دارد.

اسم (noun)

📌 تعصب

📌 بی‌عدالتی

📌 بی‌انصافی

جمله سازی با إجحاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توزيع المكافآت بهذه الطريقة فيه إجحاف واضح تجاه العاملين المجتهدين.

توزیع پاداش به این شکل، آشکارا در حق کارمندان سخت‌کوش ناعادلانه است.

💡 شعرت الأسرة أن ما حدث كان إجحاف ًا كبيرًا بعد رفض الطلب دون سبب مقنع.

خانواده پس از رد درخواست بدون دلیل قانع کننده، احساس کردند که آنچه اتفاق افتاده، یک ظلم بزرگ است.

💡 حيث لا توجد قدرة مشتركة، قوة مشتركة، لا يوجد قانون؛ وحيث لا يوجد قانون لا يوجد إجحاف أو ظلم.

جایی که قدرت مشترک، نیروی مشترک وجود ندارد، قانونی هم وجود ندارد؛ و جایی که قانون وجود ندارد، بی‌عدالتی یا ستمی هم وجود ندارد.

💡 ولم يتم تعريف الاحتجاز التعسفي فقط من واقع القانون، بل هو ما يشمل أيضاً عناصر إجحاف وعدم القابلية للتنبؤ بمساره.

بازداشت خودسرانه نه تنها بر اساس قانون تعریف می‌شود، بلکه شامل عناصری از بی‌عدالتی و غیرقابل پیش‌بینی بودن روند آن نیز می‌شود.

💡 اعتبر الموظف القرار إجحاف ًا بحقه لأنه لم يُمنح فرصة الدفاع عن نفسه.

کارمند این تصمیم را ناعادلانه دانست زیرا به او فرصتی برای دفاع از خود داده نشده بود.

💡 تم الإدلاء بتعليقاته بدون إجحاف للقضية القانونية الجاري النظر فيها.

اظهارات او بدون هیچ گونه خدشه‌ای به پرونده حقوقی تحت بررسی مطرح شد.

کلمات مرتبط