الطابور

🌐 صف

«الطابور» به معنای صف یا ردیف منظم افراد / چیزها است؛ مثلاً صف دانش‌آموزان، صف خرید یا صف سربازان. این واژه در عربی و فارسی هر دو کاربرد دارد و معمولاً نشان‌دهندهٔ نظمِ پشت‌سرهم بودن افراد است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خط

📌 صف

📌 ستون

📌 ترکیب

جمله سازی با الطابور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اجتمع الأطفال في ساحة المدرسة قبل بدء الطابور الصباحي.

بچه‌ها قبل از شروع مراسم صبحگاهی در حیاط مدرسه جمع شده بودند.

💡 انيتا وصلت إلى المدرسة مبكرًا قبل بدء الطابور الصباحي.

آنیتا زود به مدرسه رسید، قبل از اینکه مراسم صبحگاهی شروع شود.

💡 جاوزه في الطابور شخصان لأنهما وصلا قبل بدء توزيع التذاكر.

دو نفر صف را قطع کردند چون قبل از توزیع بلیط‌ها رسیده بودند.

💡 قرأ المعلم النشرة المدرسية بصوت واضح قبل بدء الطابور الصباحي.

معلم قبل از شروع مراسم صبحگاهی، بولتن مدرسه را با صدای بلند خواند.

💡 نظم الموظف الطابور بسرعة حتى لا يحدث ازدحام عند الباب.

کارمند به سرعت صف را مرتب کرد تا جلوی در ازدحام نشود.

💡 تحرك الطابور ببطء شديد بسبب كثرة المراجعين في ذلك اليوم.

صف به دلیل تعداد زیاد بازدیدکنندگان آن روز بسیار کند حرکت می‌کرد.

💡 جميعوا إلى ساحة المدرسة قبل أن يبدأ الطابور الصباحي.

قبل از شروع مراسم صبحگاهی، همه به حیاط مدرسه رفتند.

💡 صبروا كثيرًا في الطابور الطويل قبل أن يدخلوا إلى القاعة.

آنها با صبر و حوصله در صف طولانی منتظر ماندند تا اینکه اجازه ورود به سالن را پیدا کردند.

💡 اخذنٰهم الحافلة إلى المدرسة قبل أن يبدأ الطابور الصباحي.

اتوبوس آنها را قبل از شروع مراسم صبحگاهی به مدرسه برد.

💡 انتظر الطلاب في الطابور حتى دخلوا القاعة واحدًا بعد الآخر.

دانش‌آموزان در صف منتظر ماندند تا یکی پس از دیگری وارد سالن شوند.

💡 وقف المراقب عند البوابة ينظم الطابور لدخول الزوار.

سرپرست کنار دروازه ایستاده بود و صف ورود بازدیدکنندگان را مرتب می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران