الصالون في
🌐 سالن در
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سالن در
📌 مغازه در
جمله سازی با الصالون في
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترك الأطفال ألعابهم الصالون في الزاوية حتى لا يسببوا الفوضى.
بچهها اسباببازیهایشان را گوشه سالن گذاشته بودند تا کثیفکاری نکنند.
💡 جلست الجدة الصالون في تقرأ القرآن بعد صلاة العصر.
مادربزرگ بعد از نماز عصر در اتاق نشیمن نشسته بود و قرآن میخواند.
💡 فتحت الفتاتان الصالون في فترة بعد الظهر حتى تتمكنا من الاستمرار في الذهاب إلى المدرسة.
آن دو دختر بعد از ظهر آرایشگاه را باز کردند تا بتوانند به مدرسه بروند.
💡 لذلك، في غياب جهاز حديث وأخصائي تجميل مؤهل، من الأفضل تأجيل زيارة إلى الصالون في الخريف أو الشتاء.
بنابراین، در غیاب تجهیزات مدرن و یک آرایشگر واجد شرایط، بهتر است بازدید از سالن را تا پاییز یا زمستان به تعویق بیندازید.
💡 هناك هذا الصالون في بيفرلى هيلز
این سالن زیبایی در بورلی هیلز واقع شده است.
💡 وضعوا التلفاز الجديد الصالون في الجهة المقابلة للشباك.
آنها تلویزیون جدید را در اتاق نشیمن، روبروی پنجره قرار دادند.