الشعبي

🌐 محبوب

این کلمه صفت نسبی از الشعب است و یعنی «مردمی، عامه‌پسند، متعلق به مردم، مردمی‌وار». بسته به زمینه، می‌تواند به چیزی اشاره کند که از دل مردم برخاسته یا برای مردم عادی است؛ مثلاً «ادبیات الشعبي» یعنی «ادبیات مردمی / عامیانه».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 محبوب

📌 عمومی

📌 قوم

📌 مردمی

📌 پوپولیستی

📌 سنتی

📌 مردم

جمله سازی با الشعبي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرأ الباحث دراسة عن الکي في الطب الشعبي وتأثيره على بعض الأمراض.

این محقق مطالعه‌ای در مورد سوزاندن با داغ در طب عامیانه و تأثیر آن بر برخی بیماری‌ها خواند.

💡 شاهدنا الشولان في السوق الشعبي وهو يعرض بضائع متنوعة بأسعار معقولة.

ما الشولان را در بازار محبوب دیدیم که کالاهای مختلفی را با قیمت‌های مناسب به نمایش گذاشته بود.

💡 استقبل الناس املولی في المهرجان الشعبي بحفاوة كبيرة.

مردم با شور و شوق فراوان از آملولا در جشنواره مردمی استقبال کردند.

💡 اشترينا الطعام بسعر أوفر من السوق الشعبي بعد مقارنة عدة محلات.

ما بعد از مقایسه چندین مغازه، غذا را با قیمت بهتری از بازار محلی خریدیم.

💡 جلس الأصدقاء في المقه الشعبي وتبادلوا الأخبار حتى وقت متأخر.

دوستان در کافه‌ی محبوب نشستند و تا دیروقت از هم خبر می‌گرفتند.

💡 تُباع الفاكهة الطازجة كل صباح في السوق الشعبي بأسعار مختلفة.

میوه تازه هر روز صبح در بازار محلی با قیمت های مختلف فروخته می شود.

💡 سمعنا اسم الکبي أكثر من مرة في الحديث الشعبي بين أهل البلدة.

ما نام الکعبی را بیش از یک بار در مکالمات رایج مردم شهر شنیده بودیم.

💡 اشتريتُ قطعة خز جميلة من السوق الشعبي لأضعها في غرفة الضيوف.

من یک قطعه چینی زیبا از بازار محلی خریدم تا در اتاق مهمان بگذارم.

💡 تناولنا البفتة في المطعم الشعبي مع اللحم والمرق الساخن.

ما نان را در رستوران محبوب با گوشت و آبگوشت داغ خوردیم.

💡 كتب الكاتب عبارة اماہ یا كما سمعها في الحوار الشعبي القديم.

نویسنده عبارت «آما یا» را همانطور که در گفتگوی عامیانه قدیمی شنیده بود، نوشت.

💡 اشترت أمي قطعةً القديمة من السوق الشعبي لأنها أعجبتها كثيرًا.

مادرم آن قطعه قدیمی را از بازار محلی خرید چون خیلی از آن خوشش آمده بود.

💡 اشتهر المطرب الشعبي بأغانيه القريبة من الناس.

این خواننده محبوب به خاطر آهنگ هایش که در میان مردم جا می افتاد، شناخته می شد.

کلمات مرتبط