الذبال
🌐 هوموس
«الذبال» در عربی بهمعنای «پژمردگی»، «خشکشدن» یا «زوالِ تازگی» است و برای گیاه، گل یا حتی چهره و حالت انسان بهکار میرود؛ یعنی حالتی که طراوت و شادابی از بین رفته باشد. این واژه گاهی بهطور استعاری برای ضعف، فرسودگی یا کمرمقی نیز استفاده میشود.
جمله سازی با الذبال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدا الذبال واضحًا على النبات بعد أن تأخر سقيه لعدة أيام متتالية.
این گیاه پس از اینکه برای چند روز متوالی آبیاری نشد، به طور قابل توجهی پژمرده شد.
💡 تسبب الحر الشديد في الذبال السريع لبعض الزهور في الحقل.
گرمای شدید باعث پژمردگی سریع برخی از گلهای مزرعه شد.
💡 لاحظ المزارع الذبال في الأوراق، فقرر تحسين الريّ والعناية بالتربة.
کشاورز متوجه پژمردگی برگها شد، بنابراین تصمیم گرفت آبیاری و مراقبت از خاک را بهبود بخشد.