الذابلة
🌐 پژمرده
وجه وصفی (participle)
📌 سر بریده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 پژمرده
📌 چروکیده
📌 خشک شده
جمله سازی با الذابلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ال شىء يعكره اال السيجارة المشتعلة وأضواء المصابيح الذابلة من الخارج
هیچ چیز جز سیگار روشن و نور کم سوی چراغهای بیرون، آن را خراب نمیکند.
💡 مووورة أخووورى اختفوووت الحديقة الخضراء الوارفة ,وحلت مكانهوا األرض الجورداء الميتوة واألشجار الذابلة اليابسة.
برادرم، باغ سرسبز و خرم ناپدید شده و به جای آن زمینهای بایر و مرده و درختان خشک و پژمرده قرار دارد.
💡 أزالت الممرضة الزهور الذابلة من الغرفة لتبقى أكثر نظافةً وهدوءًا.
پرستار گلهای پژمرده را از اتاق جمع کرد تا اتاق تمیزتر و ساکتتر بماند.
💡 أطراف أصابعه الذابلة كانت شاهدة على سنوات من الحرفة البارعة.
نوک انگشتان خشکیدهاش گواهی بر سالها استادی در کاردستی بود.
💡 لا تصلح الثمار الذابلة للبيع، لذلك فرزها العامل بعناية في الصباح.
میوههای پژمرده برای فروش مناسب نیستند، بنابراین کارگر صبحها آنها را با دقت دستهبندی میکند.
💡 بدت الأوراق الذابلة على الشجرة بعد أسبوعٍ طويل من الحرّ والجفاف.
برگهای درخت بعد از یک هفته طولانی گرما و خشکسالی، پژمرده به نظر میرسیدند.