الدلال
🌐 نوازش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حراج گذار
📌 نوازش
📌 خراب شده
📌 عشوه گری
📌 عینک
📌 نوازش شدن
📌 الدلال
جمله سازی با الدلال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تتحدث الأم مع طفلها كثيرًا من الدلال والمحبة والحنان.
مادر با محبت، عشق و لطافت زیادی با فرزندش صحبت میکند.
💡 أسر الحصان برأسه ضد يدها، باحثًا عن بعض الدلال على أنفه.
اسب سرش را به دست او تکیه داده بود و به دنبال نوازش بینیاش بود.
💡 في بعض البيوت تُنطق الأم مامي على سبيل الدلال والحنان.
در بعضی از خانهها، مادر را به نشانهی ابراز محبت و علاقه «مامی» صدا میزنند.
💡 اشتهر الممثل في طفولته بـ الدلال الزائد الذي كان يميّزه عن إخوته.
این بازیگر در کودکی به خاطر نازپروردگی بیش از حدی که او را از برادرانش متمایز میکرد، شناخته میشد.
💡 أحيانًا يتحول الدلال إلى سلوك مزعج إذا لم يرافقه احترام للآخرين.
گاهی اوقات، لوس بودن اگر با احترام به دیگران همراه نباشد، به رفتاری آزاردهنده تبدیل میشود.
💡 بينما كان الدلال ينادي بعروض الأسعار، كان ينتظر بلهفة فرصته للحصول على اللوحة.
در حالی که مسئول حراج مشغول اعلام پیشنهاد قیمت بود، او مشتاقانه منتظر فرصتی برای خرید نقاشی بود.