الحلي

🌐 جواهرات

این واژه به معنی «زیورآلات» یا «جواهرات» است و برای چیزهایی مانند گردنبند، دستبند، انگشتر و گوشواره به کار می‌رود. در فارسی نیز معمولاً به معنای «زینت و جواهر» فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زیور آلات

📌 جواهرات

📌 خرده ریزها

📌 زیورآلات

جمله سازی با الحلي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وضعتْ العروس الحلي على الطاولة قبل بدء الحفل.

عروس قبل از شروع مراسم، جواهرات را روی میز گذاشت.

💡 اشتهر سايغ الحي بقدرته على صناعة الحلي الدقيقة.

صائغ محله به خاطر توانایی‌اش در ساخت جواهرات نفیس مشهور بود.

💡 ورثتْ الأم الحلي القديمة من أمّها واحتفظت بها جيدًا.

مادر، جواهرات قدیمی را از مادرش به ارث برده بود و آن را به خوبی نگه داشته بود.

💡 كانت لديها موهبة في بيع الحلي الفريدة في المعارض الصيفية.

او استعداد خاصی در فروش جواهرات منحصر به فرد در نمایشگاه‌های تابستانی داشت.

💡 يفضّل بعض الناس الحلي المصنوعة يدويًا لأنها أكثر تميزًا.

بعضی افراد جواهرات دست‌ساز را ترجیح می‌دهند، زیرا متمایزتر هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران