الحشد

🌐 جمعیت

یعنی «انبوه مردم»، «گردآوری نیروها» یا «تجمع». این واژه از ریشهٔ «حشد» به معنی جمع‌کردن و بسیج‌کردن است. در عربی معاصر، «الحشد» معمولاً برای اشاره به اجتماع بزرگ مردم یا نیروهای نظامی / سیاسی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جمعیت

📌 اوباش

📌 گروه ترکان و مغولان

📌 تجمع

📌 بسیج

جمله سازی با الحشد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقف الحشد بصمتٍ عندما بدأ النشيد الوطني في الحفل.

جمعیت حاضر در مراسم، هنگام پخش سرود ملی، بی‌صدا ایستادند.

💡 وقف الشرطي وسط الحشد لتنظيم المرور ومنع الازدحام في الشارع الرئيسي.

مامور پلیس برای تنظیم ترافیک و جلوگیری از ازدحام در خیابان اصلی، وسط جمعیت ایستاده بود.

💡 ظهر الرجل هطهط الصوت في نهاية الخطبة، لأن الحشد كان كبيرًا ومزعجًا.

آن مرد در پایان خطبه با صدای آهسته ظاهر شد، زیرا جمعیت زیاد و پر سر و صدا بود.

💡 ‬وهي ترى الفتاتين تهربان وتختفيان‬ ‫ْ‬ ‫قالت بحسرة‪:‬‬ ‫بين الحشد‪

همچنان که فرار و ناپدید شدن دو دختر را تماشا می‌کرد، با پشیمانی گفت: «در میان جمعیت

💡 نظم المنظمون الحشد بعنايةٍ لتسهيل الدخول والخروج.

برگزارکنندگان با دقت جمعیت را مدیریت کردند تا ورود و خروج را تسهیل کنند.

💡 وصل الحشد إلى الساحة قبل بدء الخطاب بساعةٍ كاملة.

جمعیت یک ساعت قبل از شروع سخنرانی به میدان رسیده بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران