الحاجيات
🌐 نیازها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ابزارکها
📌 نیازها
📌 چیزها
📌 خواربار فروشی
📌 ملزومات
جمله سازی با الحاجيات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأيتُ حبيبه في السوق تشتري بعض الحاجيات المنزلية.
حبیبه را در بازار دیدم که داشت مقداری از وسایل خانه را میخرید.
💡 سانزلُ إلى السوق بعد قليل لأشتري بعض الحاجيات الضرورية.
یه کم دیگه میرم بازار یه سری وسایل ضروری می خرم.
💡 رتبت الأم الحاجيات داخل الحقيبة بعناية حتى لا تنسى شيئًا مهمًا في الرحلة.
مادر با دقت وسایل داخل کیف را مرتب کرد تا چیز مهمی را در سفر فراموش نکند.
💡 خرج حفيدُه إلى السوق ليشتري بعض الحاجيات من المتجر القريب.
نوهاش برای خرید مایحتاج زندگیاش به بازار رفت.
💡 ذهبتُ إلى دي البلد لشراء بعض الحاجيات من السوق الشعبي مساءً.
عصر به دی البلد رفتم تا از بازار محلی مقداری مایحتاج بخرم.
💡 اجی إلى السوق بعد صلاة المغرب واشترى بعض الحاجيات للبيت.
او پس از نماز مغرب به بازار آمد و مقداری از مایحتاج خانه را خرید.
💡 دخلتُ المتجر لريد شراء بعض الحاجيات المنزلية قبل عودتي إلى البيت.
قبل از برگشتن به خانه، وارد فروشگاه شدم تا مقداری وسایل خانه بخرم.
💡 اشترت الأسرة الحاجيات الأساسية قبل السفر، مثل الطعام والماء وبعض الأدوية الضرورية.
این خانواده قبل از سفر مایحتاج اولیه مانند غذا، آب و برخی داروهای ضروری را خریداری کردند.
💡 صار عيل الأسرة مسؤولًا عن شراء الحاجيات بعد مرض والده.
نان آور خانواده پس از بیماری پدرش مسئول خرید مایحتاج زندگی شد.
💡 وصلت الأم إلى المنننزل حاملةً بعض الحاجيات من السوق القريب.
مادر با مقداری مایحتاج از بازار نزدیک به خانه رسید.
💡 يذهب الناس إلى السوق صباحًا لشراء الحاجيات اليومية بأسعار مناسبة قبل الازدحام.
مردم صبح ها به بازار می روند تا قبل از شلوغ شدن بازار، مایحتاج روزانه را با قیمت مناسب خریداری کنند.
💡 ذهبتُ إلى السوق برفقةِ صديقي القديم لشراء بعض الحاجيات المنزلية.
با دوست قدیمیام برای خرید مایحتاج خانه به بازار رفتم.